
نانگا پاربات ، که به " کوه قاتل " هم معروف است یکی از خطرناک ترین کوه ها برای صعود است. قبل از اولین صعود هرمان بول در 1953 ، 31 نفر جان خود را در این غول خطرناک بهمن خیز از دست دادند. هر سال این کوه قربانیان خود را می گیرد. هنگام خواندن آمار کوه های 8000 متری ، تنها آناپورنا نسبت مرگ بالاتری دارد، نانگا پاربات رینهولد را به کوه نوردی برجسته تبدیل کرد.
1979 – جبهه روپال
در سال 1970 دو برادر یعنی رینهولد و گونتر مسنر در اولین صعود تیمی هیمالیا شرکت کردند. آنها با موفقیت مسیر مختلط جبهه روپال به قله نانگا پاربات را صعود کردند. مسیر دشوار بود و صعود به قله خود شاهکاری عظیم بود. به علت شرایط بسیار بد آب و هوایی ، دیر شدن و خستگی بسیار شدید گونتر ، تصمیم گرفتند از زمینی ناشناخته کنار جبهه غربی با شیب کمتر فرود بیایند.
پس از سه روز فرود ، هر دو برادر از لحاظ جسمانی کاملا از پا در آمده بودند. بویژه گونتر ، که همگام شدن با رینهولد را بسیار دشوار می دید. نزدیک دامنه کوه رینهولد از جلو حرکت می کرد تا راهی را از میان شکاف های یخی پیدا کند. وقتی به بالا برگشت تا به برادرش ملحق شود ، گونتر مرده بود! تنها مخروط بهمنی عظیم جایی را که احتمالا گونتر در آنجا می بود را نشان می داد! رینهولد ناامیدانه تمام روز را به جستجوی برادرش پرداخت.
اصلا نمی توانست باور کند که برادرش ، که همراه با او ماجرا های کوه نوردی بسیاری را در کوه های آلپ سهیم بود مرده باشد! این اولین باری بود که رینهولد از مرز نزدیک بین فروپاشی ذهنی ، جسمانی و دیوانگی آگاه شد. با آخرین توان باقیمانده اش سکندری خوران به سوی اردوگاه اصلی سرازیر شد. رینهولد که بد جوری یخ زده بود مجبور شد شش تا از انگشتان پا و چند انگشت دستش را قطع کند. این سومین صعود به نانگا پاربات ( تا آن زمان ) بود که انجام شد و فاجعه ای شخصی برای رینهولد مسنر که سال های سال طول کشید تا بر آن غلبه کند.
تا این زمان ( سال 2002 ) ، جبهه روپال هنوز هم منتظر صعود دوم است ....
1971 – جستجوی گونتر
سال بعد ، رینهولد به نانگا پاربات بازگشت تا برادر گمشده اش را جستجو کند. نشانی از او پیدا نشد ....
1973 – تلاش برای صعودی انفرادی
مجددا ، در سال 1973 ، رینهولد به نانگا پاربات بازگشت. این کوه تا این زمان همیشه در ذهن و رویاهایش حضور داشت. ذهن او به طور مداوم مشغول ایده صعود انفرادی آن بود – و تلاش کرد – و شکست خورد.
1977 – تلاش برای صعودی انفرادی
در سال 1977 ، در خلال بحرانی شخصی ، رینهولد بار دیگر به کوه " خودش " بازگشت ، و بار دیگر در برنامه ریزی کرد تا آن را به طور انفرادی صعود کند. این بار هرگز جرات نکرد تا تلاشی 100% متعهدانه را انجام دهد ، چون می ترسید که – " جایی در آن بالا ، به شدت عصبانی شوم و نتوانم بر آن فائق آیم . "
1978 – جبهه دامیر
بالاخره رینهولد با نیروی درونی و اعتماد به نفس در ذهنش ، به طور موفقیت آمیزی مسیری جدید بر روی جبهه دامیر را صعود کرد.
صعود به شیوه کاملا آلپی انجام شد. هیچ وسیله کوه نوردی غیر از کلنگ یخ و کرامپون هایش را در این سفر همراه خود نداشت. این تا این زمان اولین باری بود که یک کوه هشت هزار متری به طور انفرادی صعود می شد. در مسیر صعود به بالا ، زمین لرزه ای سبب ریزش بهمنی عظیم شد که امکان هر نوع عقب نشینی را از مسیر انتخاب شده مسدود کرد. رینهولد بلافاصله بهمن را در ذهنش در پشت سر خود گذاشت؛ این بار او آماده بود و هرگز ذره ای در مورد عقب نشینی به ذهنش خطور نکرد.
روز سوم رینهولد به قله رسید! فرود خود شاهکار بود ، که از زمینی ناشناخته انجام شد.
مسیری جدید به بالا ، مسیری جدید به پایین – تنهایی بر روی نانگا پاربات !
2000 – 30 سال بعد
30 سال پس از اولین صعود موفقش ، در تابستان سال 2000 رینهولد بار دیگر به نانگا پاربات بازگشت تا مسیری بسیار دشوار و صعود نشده را صعود کند. همراه او برادرش هوبرت ، هانس پیتر ایسندل و ولف گانگ توماست بودند. مثل همیشه در مورد کارهای رینهولد تصورات زیادی از طرف دیگران صورت می گرفت که چرا او اکنون برگشت به ارتفاعات بلند را انتخاب کرد ، شایعه ای ( احتمالا اشتباه ) می گفت که قصد این صعود تیمی جستجوی برادر گمشده اش گونتر بود. پس از رسیدن به ارتفاعات بالا بر روی دیواره ، ادامه مسیر در خط ا لراس قله را بسیار خطرناک دیدند.
" من حتی بر این باورم که دیگر برای هیچ کس امکان تراورس نانگا پاربات به شیوه ای که من و گونتر در 1970 انجام دادیم وجود ندارد. شاید اگر هزار کوه نورد تلاش کنند ، یک نفرشان ممکن است موفق شود. مطمئن هستم که هرگز نمی توانم برای بار دوم از ( شرایط ) آن روز ها جان سالم در ببرم." رینهولد مسنر
جرزی کوکوشکا Jerzy Kukuczka ( 24 مارس 1948 – 24 اکتبر 1989 )
متولد کاتوویس لهستان ، کوه نورد آلپی و ارتفاعات بلند بود. در 18 سپتامبر 1987 ، پس از رینهولد مسنر ، دومین انسانی بود که تمام 14 هشت هزار متری های دنیا را صعود کرد.
سابقه کوکوشکا نشان می دهد که چرا بسیاری او را یکی از بهترین کوه نوردان تاریخ می دانند.او تمام 14 هشت هزار متری ها را در هشت سال صعود کرد ، که زمانی کوتاه تر از هر کوه نورد قبل از او و حال می باشد.در این روند ، کوکوشکا ده مسیر جدید را گشود و چهار قله را در زمستان صعود کرد. او یکی از افراد گروه نخبه کوه نوردان هیمالیای لهستان بود که در صعود های زمستانی تخصص داشتند.

1. 1979- لوتسه – مسیر عادی
2. 1980 اورست – مسیر جدید
3. 1981 –ماکالو – مسیر جدید ، انفرادی
4. 1982 – برود پیک – مسیر جدید ، سبک آلپی
5. 1983 – گاشربروم 2 – مسیر جدید ، سبک آلپی
6. 1983 – گاشربروم 1 – مسیر جدید ، سبک آلپی
7. 1984 – برود پیک – مسیر جدید ، سبک آلپی
8. 1985 – دائولاگیری – اولین صعود زمستانی
9. 1985 – چو اویو – اولین صعود زمستانی ، مسیر جدید
10. 1985 – نانگاپاربات – مسیر جدید
11. 1986 – کانچن جونکا – اولین صعود زمستانی
12. 1986 – کی دو – مسیر جدید ، سبک آلپی
13. 1986 – ماناسلو – مسیر جدید ، سبک آلپی
14. 1987 – آناپورنا 1 – اولین صعود زمستانی
15. 1987 – شیشلپانگما – مسیر جدید ، سبک آلپی

منبع : www.wikipedia.com
نمی دونم الان تو چه ارتفاعی از سطح زمین قرار داری...
شاید تو ارتفاعی که با هیچ ارتفاع سنجی نشه اندازه گرفت...
ارتفاعی که یه روز همه ما خواهی نخواهی به اون صعود می کنیم...
ولی این سبک صعود خیلی مهمه...
خوشا به حال تو که نقطه صعودت از کوه بود...
شاید ارزوی هر کوهنوردی این سبک از صعود باشه...
سامان نام و یادت هیچ وقت از دلها بیرون نمیره ...
اسوده باش و از صعودت لذت ببر...
![]()
سلام
اين هفته قرار بود با گروه مپنا برم دماوند که بخاطر شرايط بد جوي برنامه کنسل شد و همه برنامه ريزيها بر اب رفت ![]()
تصميم گرفتم با چند تا از دوستان که قصد صعود شبانه به توچال رو داشتن همراه بشم ؛ که اونم به صعود روزانه ! تبدیل شد .
خلاصه بیکار نموندیم و همراه چهار نفر از دوستان راهی قله توچال شدیم .![]()
با اینکه تا حالا ده ها بار این مسیر رو بالا ،پایین کردم ،اما همیشه واسه من تازگی داره .




جای همتون خالی بود ...
![]()




